آرشیو برای بخش : فیلم

تو بخوان نغمه ناخوانده من

نوشته شده در قسمت : فیلم توسط : مصطفی

تایپ می کند “من صلاحیت انجام این ماموریت را ندارم” و بعد پاک می کند. می رود که مثل همیشه با یک گلوله شرش را کم کند، نمی شود. می خواهد پدرش را بکشد و ماموریت را همینجا تمام کند که باز هم نمی شود و یا بهتر بگویم، نمی تواند. قصۀ ساده ایست این “به رنگ ارغوان”، اما دیدنی. قصه ارغوان های تنها مانده ایست که بزرگترین آرزو و وصیت مادرشان در آغوش کشیدنشان است. شاید دیگر قصه امروز نباشد ولی می تواند تصویری ماندگار شود. ابعاد دیگری هم داشت این اثر “حاتمی کیا” که من نمی خواهم در موردش بنویسم. “ارغوان”، قبل از هرچیز برای من یادآور دکلمه هوشنگ ابتهاج همراه با تارِ محمدرضا لطفی می باشد. (از اینجا دانلود کنید)

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من.
آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز؟

اندر این گوشه خاموش فراموش شده
کز دم سردش هر شمعی خاموش شده
یاد رنگینی در خاطرمن
گریه می انگیزد
ارغوانم آنجاست
ارغوانم تنهاست
ارغوانم دارد می گرید
چون دل من که چنین خون ‌آلود
هر دم از دیده فرو می ریزد

La double vie de Véronique

نوشته شده در قسمت : فیلم توسط : مصطفی

Veroniqu

این چند روز تعطیلی فرصتی بهم داد تا بعد از مدتها دوباره بتونم سری به آرشیو فیلمهام بزنم و چندتایی رو برای دیدن انتخاب کنم.

Definitely, Maybe“، محصول سال ۲۰۰۸، یه فیلم روزمره و نسبتاً جالبه.

Dirty Pretty Things“، محصول سال ۲۰۰۲، به بحث مهاجرت و فروش اعضای بدن می پردازه.

The Double Life Of Veronique“، محصول سال ۱۹۹۱ یک فیلم فرانسویه که برای من بیش از دوتا فیلم دیگه جذاب بود. فیلم رو با زیرنویس انگلیسی دیدم. مربوط به دوتا خانومه که در یک زمان و در مکان های مختلف به دنیا اومدن و دارای ظاهر، تمایلات و اندیشه های یکسان هستند ولی از وجود هم بی خبرند. البته مطمئن نیستم که فیلم رو کامل درک کرده باشم! احتمالاً لازم بشه یک بار دیگه ببینمش. توصیه می کنم این آخری رو حتماً ببینید. این قطعه از موسیقی فیلم رو هم بشنوید.

Clicky Web Analytics