آرشیو برای ماه : مرداد, ۱۳۸۹

آتشکوه

نوشته شده در قسمت : خاطرات, دستنوشته ها توسط : مصطفی

باز فرصتی پیش آمد که با دوستان درست در نیمه تابستان به کوه بزنیم. این‌بار روستای افجه بود و دشت هویج و قله آتشکوه. رقص وصف ناشدنی علفزارهای دشت هویج بود و بلندای سه هزار و هشتصد و پنجاه متری آتشکوه. طبیعت بود و به رخ کشیدن عظمت و زیبایی و هنرش … مگر می‌شد دل کند از همۀ آن بهشت خاکی و آن مناظر ناب و صخره‌ها کوچک و بزرگ و نارون‌های تک و توکِ این سو و آن سو با سایه‌های دلنشین و آن اسب نجیب و زیبا و آن سگ گله همیشه گرسنه …
خوب که بنگری اما خواهی دید که آتشکوه قله‌ای تنها و مغرور بیش نیست اگر همنوردانی با صفا و یک دل و همنفس نداشته باشی. آتشکوه چه حرفی برای گفتن دارد اگر طعم خنده‌های همنوردت در دل و جانت ننشیند؟ کجای این سنگ‌های برهم انباشته شده لذت‌بخش است اگر لحظه‌ای تو را به یاد خالقش نیاندازد؟ دلت را به چه چیز این برهوت خوش کرده‌ای وقتی ندانی عظمت آنچه می‌بینی آنگاه دلنشین است که همزمان با زیر پا بردن قله‌ها، غرورت را نیز زیر پا بگذاری و کوچکی و ناچیزی خودت را بیشتر و بیشتر به چشمِ جان ببینی؟
و اما آتشکوه … به راستی آن کوهِ آتشین چه چاره دارد جز باریدن عرق سردِ شرم در ظهر نیمه تابستان، وقتی یکدلی و عظمت روح فاتحانش و زبانه‌های شوقشان را می‌بیند؟

نه هامون و دریا و کوه و فلک

پری و آدمی‌زاد و دیو و ملک

همه هرچه هستند ازان کمترند

که با هستیش نام هستی برند

سنگدلی

نوشته شده در قسمت : دستنوشته ها توسط : مصطفی

فقط یک سنگدل است که می‌تواند هم‌راه و هم‌نفس و حریف لایقی برای یک سنگدل باشد. غیر از این باشد یک سرِ بازی همیشه باخت است و باخت و باخت. کنار نیامدن با سنگدلی طرفِ دیگر بازی، برایت نتیجه‌ای ندارد جز شکست. اگر بخواهی حریفت، هم‌راهت، هم‌نفست همیشه برایت حریف و هم‌راه و هم‌نفس باقی بماند باید درست به قدر خودش سنگدل باشی، وگرنه یا تو می‌بازی یا او؛ و در هر دو صورت بازی به پایان می‌رسد!

Clicky Web Analytics