قانون صلحآمیز!
از روزهای اولی که اومدیم تو این محله، متوجه شدم جوانکی در نزدیکی ما زندگی میکنه که گویا در زمره انسانهای عادی قرار نمیگیره و کمی متفاوته. خیلی وقتا دیده بودم که با عصبانیت تو خیابون راه میره و به درودیوار بد و بیراه میگه و اصلاً هم توجهی به افراد دور و برش نمیکنه. راستش روزای اول فکر میکردم ممکنه به دیگران آسیبی برسونه ولی بعدها فهمیدم که این بنده خدا به جز در و دیوار و سطل آشغالهای محل (از نوع قالیبافیش) با کس دیگهای کاری نداره و اگه کسی باهاش صحبت کنه، اونوقت جواب میده. حالت عصبانیتش خیلی شدیده و همین موضوع باعث میشه کمتر کسی بهش نزدیک بشه. البته این جوان برومند و خوش هیکل، خیلی آپدیته و از مسائل روز کاملاً آگاه.
دیشب داشتم میرفتم سر خیابون که دیدم باز یه اسپری قرمز گرفته دستش و داره روی دیواری که تازه شهرداری سفیدش کرده یه چیزایی مینویسه (مرگ بر آمریکا). منم چون میدونستم حرفم اثری نخواهد داشت بیخیال شدم (امر به معروفش نکردم) و به راهم ادامه دادم. وقتی برگشتم دیدم جملهاش رو کامل کرده و رفته. اینو نوشته بود:
“مرگ بر آمریکا (ضد حقوق بشر و قانون صلح آمیز هستهای)”
زیر این جمله هم یه گل کشیده بود.
یهو یاد جملهای افتادم که پارسال روی همین دیوار نوشته بود:
“دو نفر در چین ۳۰ سال نخوابیدهاند!”
دیشب داشتم میرفتم سر خیابون که دیدم باز یه اسپری قرمز گرفته دستش و داره روی دیواری که تازه شهرداری سفیدش کرده یه چیزایی مینویسه (مرگ بر آمریکا). منم چون میدونستم حرفم اثری نخواهد داشت بیخیال شدم (امر به معروفش نکردم) و به راهم ادامه دادم. وقتی برگشتم دیدم جملهاش رو کامل کرده و رفته. اینو نوشته بود:
“مرگ بر آمریکا (ضد حقوق بشر و قانون صلح آمیز هستهای)”
زیر این جمله هم یه گل کشیده بود.
یهو یاد جملهای افتادم که پارسال روی همین دیوار نوشته بود:
“دو نفر در چین ۳۰ سال نخوابیدهاند!”
