کابوس تنهایی
آن وقتهایی که آدمها مست غرور می شوند. همان زمانهایی که خدا را هم بندگی نمی کنند. آن روزهایی که خود را برتر از آن می دانند که با هر انسان ساده و پاک دلی هم صحبت و همسفره شوند …
تنهایشان بگذارید
تنهایی هر غروری را به زیر می آورد. تنهایی می تواند پیری پخته و جهان دیده را به کودکی خام و نادان محتاج کند. تنهایی لیلیِ یکه تاز شهر را در پی مجنون آواره کوه و بیابان خواهد کرد. تنهایی ریشۀ قدرت های کاذب را با هنرنمایی تمام می خشکاند …
تنهایشان بگذارید
همانهایی را که بی بهانه رهایتان می کنند و افکار فلج خود را توجیه گر هر رهایی می دانند …
تنهایشان بگذارید
هیچ چیز ترسناک تر و دلهره آورتر از تنهایی و لایق تنهایی شدن نیست.

یک گرم گفته است :
باید احساس تنهایی ایجاد کرد. احساس تنهایی از خود تنهایی دردناکتر است…
———————————————————–
موافقم … احساس تنهایی می تونه از خود تنهایی هم بدتر باشه
۸م خرداد ۱۳۸۹ در ۸:۳۴ ق.ظ
پسری از برج حوت گفته است :
موافقم … گاهی حضورت برای کسی تکراری می شود و وقتی مدتی هر چند کوتاه تنهایش بگذاری شاید به خودش بیاید … شاید
————————————————–
دوری و دوستی منظورته دیگه؟
۸م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۲:۴۵ ب.ظ
نی لبک گفته است :
” کوه ها با هم اند و تنهایند … هم چو ما، با همانِ تنهایان.”
شاملو
———————————————————-
“باهمانِ تنهایان” واقعاً تعبیر زیباییه
۸م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۰ ب.ظ
پانته آ گفته است :
شاید اهل آیه و حدیث نباشم ولی سخن حکیمانه رو دوست دارم. اینجا هم این دو نکته رو شایان ذکر دیدم:
*درباره علت گوشه نشینی امام صادق(ع) سؤال شد، گفتند: “زمانه فاسد شده و برادران تغییر کرده اند، بنابراین، آرامش دل را در تنهایی یافتم…”
______________
*تنهایی بهتر از همنشین و رفیق بد است و همنشین خوب بهتر است از تنهایی…
———————————————————————-
تنهایی داریم تا تنهایی و گمان کنم خودت هم اینو خوب بدونی … حالا چرا اهل آیه و حدیث نیستی؟ مگه چشه آیه و حدیث؟
۸م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۲ ب.ظ
پسری از برج حوت گفته است :
یکی دو روزی وبلاگ از دسترس خارج بود!
نه منظورم دوری و دوستی نیست ! منظورم اینه که کمی دور شدن ممکنه گاهی لازم بشه! شاید باعث بشه قدر و ارزش یکدیگر رو بیشتر بدونیم .
ولی با جمله پانته آ خیلی موافقم که “تنهایی بهتر از همنشین و رفیق بد است و همنشین خوب بهتر است از تنهایی…”
جدا از همه اینا یه اتفاق جالب واسه من افتاده! اینکه “تنهایی” رو گاهی تو نوشته ها و افکارم مخاطب قرار میدم! انگار دارم باهاش دوست میشم و داره برام شخصیت میگیره!!… نمیدونم . یه حس عجیب که انگار نمیشه تو کلمات گفتش …
————————————————————————
این از دسترس خارج شدن وبلاگ را میندازم گردن میزبان نامحترم سایت که هی دلش می خواهد من را اذیت کند و گویا لذت هم می برد از این آزردن ها … من هم بااین جمله حکیمانه پانته آ موافقم و منظور شما رو هم گرفتم … ولی این شخصیت بخشی به تنهایی هم چیز جالبی به نظر میرسه که البته حس می کنم خیلی نباید بهش خو گرفت … در مجموع در جمع بودن (البته جمعی که بشود تحملش کرد) را بیش از تنهایی دوست دارم و خوب این یک سلیقه شخصیست
۱۰م خرداد ۱۳۸۹ در ۴:۳۸ ب.ظ
ماندا گفته است :
ولی من عاشق تنهایی ام، وحشتناک!
———————————————–
یعنی اگه برات دعا کنم همیشه تنها بمونی، اونوقت خوشحال میشی؟
۱۱م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۲ ب.ظ
لدیا گفته است :
دلا خو کن به تنهایی
که از تنها بلا خیزد
————————————-
فکر کنم بجای “تنها” اگه بنویسیم “تن ها” بهتر باشه!
۱۲م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۰:۴۹ ق.ظ
faeze گفته است :
hala age on adam kasi bashe ke to behesh vabastei chi?
mitoni bebini dare mishkane?
———————————————————
نه!
۱۲م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۱:۰۱ ب.ظ
سعید گفته است :
بابا تنها!
————————————–
ما کجا و تنهایی کجا!
۱۳م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۰:۲۱ ق.ظ
لدیا گفته است :
تنهای اول :خدا
دوم ینده
——————————————-
تنها که فقط همون خداست و بس
۱۳م خرداد ۱۳۸۹ در ۵:۱۸ ب.ظ
مسلم گفته است :
سلام! این یکی بدجوری به درونم حمله برد… آی دمت گرم – چه داغ دل جوانم تازه کردی – احسنت. اما این روزا سعی کردم کسی رو با تنهایی بیازمایم – فهمیدم بنده رو هویچ هم حساب نمیکنه – حالا چی؟ خودم دارم میچزم!
—————————————————————————–
تو فقط عکس اونی رو که داش مسلم ما رو هویج حساب تمی کنه به من بده! خودم می دونم باهاش چکار کنم
۱۳م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۰ ب.ظ
ماهان گفته است :
تنهایی ممکنه دردناک باشه اما بعضی وقتا لازمه .. اینو هم بدون که خدا هم تنهاست
————————————
درسته که خدا هم تنهاست، ولی به نظرت قابل مقایسه هستن این دوتا با هم؟
۱۷م خرداد ۱۳۸۹ در ۱:۰۳ ب.ظ
ماهان گفته است :
راستی ممنون که لینک کردید ، لینک شدید
———————————–
ممنون
۱۷م خرداد ۱۳۸۹ در ۱:۰۸ ب.ظ
مسلم گفته است :
دستت درست داش! نوکرتم با مرام :دی
۱۸م خرداد ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۷ ب.ظ
Ali-MSH گفته است :
سلام
تنهایی را خیلی دوست دارم چون بوی خدا میده
ممنون از مطلب خوبت
—————————————-
خوشحالم از آشنایی
۲۲م خرداد ۱۳۸۹ در ۱:۲۰ ق.ظ
jaackov گفته است :
فکر خوبیه. اما مطمئنی جواب میده؟ اونهایی که منو تنها گذاشتهاند هیچوقت در پی گرفتن سراغی ازم هم برنیامدهاند. حتی دنبال این نبودهاند که بدانند تنهایشان گذاشتهام و از آنها بینیاز شدهام یا نه.
نه، برای من راهکار خوبی نیست. همهی اونا یکصدا این حرف رو تکرار کردهاند که تو کی هستی که بخوای ما رو تنها بذاری یا نذاری؟! تو اصلاً کی عددی بودهای و قیمتی داشتهای که تنها گذاشتنت ارزشی داشته باشه؟!
نه، راهکار خوبی نیست. شاید تنها شفا بخش دل مجروح و دردمند و آسیب دیدهی خودم باشه. ولی اونها رو هیچوقت از اون بالاها حتی ذرهای به پایین نکشونده و نخواهد کشوند.
بعضی از جاها شش ماه از سال شبه. بیچاره پشهی ناتوانی که کمتر از شش ماه عمر میکنه. او هیچوقت رنگ روز رو ندیده و نخواهد دید. در شب زاده شده، در شب زندگی میکنه و در شب خواهد مرد. تنها وصف روز رو از زبان دیگران شنیده و به دیدنش امیدی واهی بسته. بیچاره پشهای ناتوان! چه عمر کوتاهی داره و چه آرزوی درازی!
۲۵م مرداد ۱۳۸۹ در ۴:۱۶ ق.ظ
jaackov گفته است :
در جواب مسلم عکس طرف رو خواستی. بیادبی نباشه، برو خودت رو تو آینه ببین!
مگه نه اینه که قراره تو این دنیا هیچکس هیچکس رو هیچ هم حساب نکنه؟ این اصلی است که خود مسلم هم قبول داره. میگی نه؟ ازش بپرس!
همهی ما تنهاییم، تنهای تنها.
۲۵م مرداد ۱۳۸۹ در ۵:۳۲ ق.ظ