گستره دوستی ها
چتر دوستیهایتان را بر سر دوستانتان آنچنان نگسترانید که توان نفس کشیدن هم نداشته باشند. سعی نکنید آنها را مدیریت کنید. بگذارید آزاد باشند و گاهی از آنِ دوستان دیگر. لزومی ندارد در دریای دوستی هایتان غرق شوید، همین که در آن شنا کنید کافیست. تعادل دوستیهایتان را که یافتید، حفظش کنید. اینطور بیشتر دوستتان دارند.

ماهان گفته است :
اینگونه دوستی هایمان جاودان مانده و بر تعداد دوست های واقهی مان هم افزوده می شود
۱۳م تیر ۱۳۸۹ در ۷:۰۱ ب.ظ
ali گفته است :
مرامت بی همتا، دوستیمان پا برجا
ع ت
۱۳م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۱۳ ب.ظ
یک گرم گفته است :
خیلی سخته ولی لازمه. مدیریت بر دوستان.
۱۳م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۵۹ ب.ظ
مصطفی گفته است :
یک گرم چرا باید مدیریتشون کنیم؟
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۱ ق.ظ
مصطفی گفته است :
زنده باشی علی جان
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۲ ق.ظ
مصطفی گفته است :
همینطوره ماهان عزیز
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۱۲ ق.ظ
از زندگی گفته است :
سلام
خیلی با این ایده موافقم. ممنون برای نوشته های خوب تون.
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۰ ق.ظ
پرهام گفته است :
اووم خیلی قشنگ بود ! واقعا خیلی از دوستی ها بی خود هستن اما بعضی هاشون واقعا خوب هستن ! من به ضخصا هر کاری می کنم تا دوستیم با اشخاص پایدار بمونه یه نمونشو که خودت هم دیدی!
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۲ ب.ظ
مصطفی گفته است :
سلام خانوم احمدنیا
خیلی ممنون از لطفتون. شرمنده می فرمائید.
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۶ ب.ظ
مصطفی گفته است :
ممنون پرهام جان. امیدوارم دوستیت با من هم از همین جنس باشد.
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۹ ب.ظ
ویرگول گفته است :
بابا مدیرت
بابا منیجمنت
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۰۱ ب.ظ
مصطفی گفته است :
به به محمد آقای گل. از اینطرفا!
۱۴م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۱۸ ب.ظ
پرهام گفته است :
ایشالله
۱۶م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۰۸ ق.ظ
سارا گفته است :
اگر غیری گزیند جای من دوست حاکم اوست
حرامم باد اگر من جان به جای دوست بگزینم
۱۶م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۴۶ ق.ظ
مصطفی گفته است :
از هر چه میرود سخن دوست خوشترست … پیغام آشنا نفس روح پرورست
۱۶م تیر ۱۳۸۹ در ۶:۲۸ ب.ظ
نی لبک گفته است :
لازم نیست دوستیهایتان را مدیریت کنید. دوستیها والا و پیچیده اند، بگذارید تا غرق شوند یا آنکه تنها شنا کنند. اینگونه است که تعادل حفظ می شود.
۱۶م تیر ۱۳۸۹ در ۸:۱۰ ب.ظ
مصطفی گفته است :
دوستان با هم شنا می کنند … چرا تنها!
۱۶م تیر ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۳ ب.ظ
نی لبک گفته است :
منظور از کلمه تنها “فقط” است. لطفا آن را “تنهایی” معنا نکن.
۱۷م تیر ۱۳۸۹ در ۱۲:۲۸ ق.ظ
مهدی گفته است :
سلام
دوست عزیز شما به بازی وبلاگی پیش نویس دعوت شده اید
http://blogbin.ir/?p=276
۱۷م تیر ۱۳۸۹ در ۱۱:۵۲ ب.ظ
مصطفی گفته است :
ممنون از لطفتون
۱۸م تیر ۱۳۸۹ در ۱۱:۲۰ ق.ظ
خروشچف گفته است :
به قول کریستین بوبن که می گه نه انقدر نزدیک بشید که بسوزین نه انقدر دور که یخ بزنید.. همیشه باید اون نقطه درست رو پیدا کرد و توش موند…
۱۸م تیر ۱۳۸۹ در ۱۰:۱۹ ب.ظ
مصطفی گفته است :
که البته یه خورده سخته …
۱۸م تیر ۱۳۸۹ در ۱۰:۵۱ ب.ظ
پسری از برج حوت گفته است :
کاملا موافقم دوست عزیز
۱۹م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۲۰ ب.ظ
مصطفی گفته است :
۲۰م تیر ۱۳۸۹ در ۹:۵۷ ق.ظ
دلبری گفته است :
واقعا همینطوره ! من اینارو بعد از ۲۲ سال زندگی به مرور فهمیدم ولی هیچگاه نتونستم تاکنونو ازش استفاده کنم!
۲۲م تیر ۱۳۸۹ در ۶:۰۶ ق.ظ
مصطفی گفته است :
درسته … از فکر تا عملش یه دنیا راهه … هر وقت تو سرازیری یه دوستی میوفتی، کنترلش خیلی سخت میشه
۲۲م تیر ۱۳۸۹ در ۷:۴۱ ب.ظ
jaackov گفته است :
چه حقیقت تلخی!
no one belongs to no one
آخه چرا؟
۳۱م مرداد ۱۳۸۹ در ۱۲:۵۹ ب.ظ